ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 12 آذر ماه سال 1390
نوشته شده توسط احسان در ساعت 5:31 PM
قیژ قیژ
دلم می خواهد گیتار الکتریک باشم
قیژ بکشم
قیژ بکشم
دلم را قیژ
عمرم را برایت قیژ
فقط قیژ بکشم
شنبه 12 آذر ماه سال 1390
نوشته شده توسط احسان در ساعت 5:31 PM
چشمهایم را برایت می فرستم
خوب که نگاهشان کنی
خودت را می بینی
دستهایم اما..مال خودم نیست
چهارشنبه 23 شهریور ماه سال 1390
نوشته شده توسط احسان در ساعت 7:30 PM

وقتی که بی پناهم 

دوستم بدار 

وقتی که محتاج ترم  

خلاصه 

 نگذار وسط این کمدی انسانی دست و پا بزنم

سه شنبه 22 شهریور ماه سال 1390
نوشته شده توسط احسان در ساعت 1:53 PM

اهورا خوابش برده 

یادش رفته مارا خلق کرده بود 

که در جنگ با بدی کمکش کنیم 

حالا ما را با این اهریمن  زشت و پررو تنها گذاشته

شنبه 19 شهریور ماه سال 1390
هفته
نوشته شده توسط احسان در ساعت 1:39 PM

روز اول از تو بیزارم 

روز دوم هیچ حسی ندارم 

روز سوم دلم برایت تنگ می شود 

روز چهارم دوستت دارم  

روز پنجم آن قدر گریه می کنم که از حال می روم 

روز ششم به این فکر می کنم که آیا تو به من فکر می کنی 

روز هفتم می خواهم به تو زنگ بزنم اما جلو خودم را می گیرم

شنبه 13 شهریور ماه سال 1389
نوشته شده توسط احسان در ساعت 3:06 PM

لحظه ها را پاس می دارم 

تنها لحظه ا را 

و تو را 

 که نیستی و می بینم 

و تو را 

 که تمامی آنی که می خواهم 

فریاد می زنم 

جمعه 29 مرداد ماه سال 1389
نوشته شده توسط احسان در ساعت 05:14 AM

آخرین ترانه ام برای تو

عشق کودکانه ام برای تو

آه اولین و آخرین 

ای که تا ابد  

نقش بسته ای به خاطرم 

آخرین کلام عاشقانه ام به پای تو  

آه اگر دوباره بشنوم ندای تو 

مثل ان بهار  

که زخمه زد به تار و پود قلب من  

دست کوچک صدای تو 

که بشنوم که بشنوم که بشنوم 

که درد درد درد می کشم می کشم 

فدای تو

چهارشنبه 27 مرداد ماه سال 1389
نوشته شده توسط احسان در ساعت 03:07 AM

هواپیما اوج می گیرد  

و بمبها فرود می آیند 

دستها بالا می روند 

و باتوم ها فرود می آیند 

و زندگی راه خود را پیدا می کند

پنجشنبه 10 تیر ماه سال 1389
...
نوشته شده توسط احسان در ساعت 2:44 PM

بعضی چیزها را نمی شود گفت... 

یعنی نباید گفت  

چون لوث می شود 

این شعر در باره ی همین است 

«همونی که نمی شه بگی»

شنبه 5 تیر ماه سال 1389
از عشق که...
نوشته شده توسط احسان در ساعت 4:13 PM

از عشق که بنویسم 

صدای همه در می آید 

فکر می کنند همه چیز را می دانند 

اما من چیزی می دانم که... 

بگذریم 

 دلم لک زده برای صدای کلاغ ها 

که روی صنوبرها و بیدها می نشستند

   1      2      3      4      5      6    >>